|
هیچکس ، هیچکس مرا ننوشت
روی گلبـرگــهای یـاس سپید
پشت درهای بسته چشـم مـرا
منتـظر هیچکس به جـاده ندید
مـن چه گـمنام و بی صدا رفتم
مـثل یـک سـایه بیـن شـبدرها
از کــدامـیـن سـتـاره افـتـادم
که شـدم بـر زمـین تـشنه رها
کاش یک کس مرا صدا می کرد
منـه گـمـگشته در شب دلـگیر
یـا کـه می آمـد و مرا می دید
منه عاصی ، منـه شکـسته پیر
کاش افسـانه ی مرا یک شب
عاشقی در ترانه ها می خواند
یا چنان قایقی شکسته بر آب
بـر سـر مـوجها مرا می راند
کاش در کـومه های آن سره ده
رد پـای مـرا کـسی می جست
با منه خـسته از دروغ و فریب
کسی ازسادگی سخن می گفت
کـاش در ایـن مسـیر طـولانی
بـگـذرم مـن مـیـان آب روان
بـدوم در هـوای قـاصـدکــی
تا کنم خویش را ز دیده نهـان
بس که ای کاش گفتم و نشنید
روزگاران که چاره سـاز شـود
یـا گـریـزی به روزنی بـاشـد
یـا که در هـای بسته باز شود
کم کم ازهرچه هست دورشدم
راه در بـی نـشانـه هـا جسـتم
لب ز هر شکـوه ای فرو بستم
حرف خـود بـا اشاره ها گفتم
من و عزلت به گوشه ای که در آن
نیـسـت جز قـصـه ی فـرامـوشی
مـی کـنـم خو به هـرچه پیش آید
تـا رسم عـاقبـت بـه خـامـوشـی

Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|